بابا طاهر عریان - baba taher oryan
نام کالا :
544
کد کالا :
220,000 ريال
قيمت کالا :
0 گرم
وزن :
۲۲ دی ۱۳۸۸ ۰۹:۴۶
تاريخ ثبت :
162
تعداد بازديد :
- توضیحات کالا
- مشخصات کالا
- تصاوير
- نظرات
پیری وارسته و درویشی فروتن که دل به حقیقت بسته و صفای عشق به معبود را با خلوت دل در هم آمیخته و گوشهی عزت برگزیده و از های و هوی این جهان فانی دل فرو شسته. بابا طاهر از شاعران اواسط قرن 5 هجری و معاصران طغرل بیگ سلجوقی بوده است امروزه آگاهی زیادی از زندگی او در دست نیست. فقط در بعضی از کتب صوفیه، ذکری از مقام معنوی و مسلک و ریاضت و درویشی، تقوی و استغنای او آمده است. چنانکه خود میگوید:
نامش طاهر و باطنش طاهرتر و منزه تر از نامش شهرتش به "بابا" به خاطر سیر کامل او در طریقت زهد عشق به حقیقت و شیدایی او بوده است و در جای دیگر گفته اند: کلمه ی بابا در اول اسم عنوان طریقتی او است و در زبان فارسی به معنای پدر ریش سفید و بزرگ، بابا را پیران کامل اطلاق میکردند که به منزله ی پدر باشند و بعضی دیگر گویند: بابا از عناوین ممتاز سلسله ی بکتاشیه بوده است. کلمه ی عریان نیز که به او نسبت داده اند به علت بیتوجهی به علایق دنیوی و لخت و عور زیستن وی میباشد. او مسلک درویشی و از خود فانی بودن و بیتوجهی به علایق دنیوی را در زندگی همواره مراعات میکرد. آن چنان که در خور سالکان حقیقی است دل در گرو دوست بسته و بابا را از جنبه ی خودبینی و خویشگرایی دور ساخته و موجب شده که او هیچگاه در صدد تظاهر و خودستایی برنیاید و در واقع باید تصور نمود این عارف ربانی ما فوق تصورات مادی و قیل و قالهای عادی سیر میکرده و افکار او در فرا سوی این زمین بوده و در کرانها جولان میداده تا آن جا که به مردم روزگارش بدان اشاره میکردند یا شعار میدادند وی بدان عمل مینمود و آن کسوتی را که سایرین برای پوشش آن به تن میکردند او از تن دریده و خود را از آنان عریان ساخته و بدین جهت هم لقب عریان گرفته. بابا هرگز به خود توجه نداشت و به توجه دیگران هم نسبت به خویش بیاعتنا بوده. کلمات قصار و شیوای او با معانی بلند و دل انگیز آن چنان است که در تار و پود جان هر شنونده ای رسوخ میکند. بابا با همه ی مقامات والا و کمالات انسانی در تمام عمر گمنام و گوشه گیر زیسته و همین عزلت گزینی او هم یکی از عواملی است که موجب شده تا نام و نشانی از این بزرگ شوریده باقی نمانده باشد اما نام و نشان او را میتوان در همه جا یافت و این بخاطر اندیشه ی والای اوست که در لابه لای اشعارش منعکس شده و مشهود است. بابا دل در گرو حق داشته تا آن جا که حتی نا ملایمات روزگار را به راحتی تحمل نموده از جمله این حوادث غمناک مرگ فرزندش فریدون بوده.
مقبره بابا طاهر
بناي مقبره باباطاهر در ادوار گذشته چندين با بازسازي شده است. در قرن ششم هجري برجي آجري و هشت ضلعي بوده است، در دوران حكومت رضا خان پهلوي نيز بناي آجري ديگري بجاي آن ساخته شده بود. درجريان اين بازسازي، لوح كاشي فيروزه اي رنگي مربوط به قرن هفتم هجري به دست آمد، كه داراي كتيبهاي به خط كوفي برجسته و آياتي از قرآن مجيد است و هم اكنون در موزه ايران باستان نگهداري ميشود. احداث بناي جديد در سال 1344 شمسي با همت انجمن آثار ملي و شهرداري وقت همدان و توسط مهندس محسن فروغي انجام شده است. در اطراف بناي جديد فضاي سبز وسيعي احداث شده، كه زيبائي آنرا دو چندان كرده است. برخي از بزرگان و اديباني كه در جوار مزار باباطاهر آرميدهاند عبارتند از: محمد ابن عبدالعزيز از ادباي قرن سوم هجري، ابولفتح اسعداز فقهاي قرن ششم، حاجي ميرزا عل نقي كوثر از دانشمندان قرن سيزدهم و مفتون همدان از شعراي قرن چهاردهم (متولد 1268 در همدان، متوفي به سال 1330 و صاحب ديوان شعر و انسان كامل) اين بناي تاريخي طي شماره 1780 مورخه 21/2/1376 به ثبت آثار تاريخي و ملي ايران رسيده است.
من از روز ازل طاهر بزادم
از این رو نام بابا طاهر ستم
از این رو نام بابا طاهر ستم
نامش طاهر و باطنش طاهرتر و منزه تر از نامش شهرتش به "بابا" به خاطر سیر کامل او در طریقت زهد عشق به حقیقت و شیدایی او بوده است و در جای دیگر گفته اند: کلمه ی بابا در اول اسم عنوان طریقتی او است و در زبان فارسی به معنای پدر ریش سفید و بزرگ، بابا را پیران کامل اطلاق میکردند که به منزله ی پدر باشند و بعضی دیگر گویند: بابا از عناوین ممتاز سلسله ی بکتاشیه بوده است. کلمه ی عریان نیز که به او نسبت داده اند به علت بیتوجهی به علایق دنیوی و لخت و عور زیستن وی میباشد. او مسلک درویشی و از خود فانی بودن و بیتوجهی به علایق دنیوی را در زندگی همواره مراعات میکرد. آن چنان که در خور سالکان حقیقی است دل در گرو دوست بسته و بابا را از جنبه ی خودبینی و خویشگرایی دور ساخته و موجب شده که او هیچگاه در صدد تظاهر و خودستایی برنیاید و در واقع باید تصور نمود این عارف ربانی ما فوق تصورات مادی و قیل و قالهای عادی سیر میکرده و افکار او در فرا سوی این زمین بوده و در کرانها جولان میداده تا آن جا که به مردم روزگارش بدان اشاره میکردند یا شعار میدادند وی بدان عمل مینمود و آن کسوتی را که سایرین برای پوشش آن به تن میکردند او از تن دریده و خود را از آنان عریان ساخته و بدین جهت هم لقب عریان گرفته. بابا هرگز به خود توجه نداشت و به توجه دیگران هم نسبت به خویش بیاعتنا بوده. کلمات قصار و شیوای او با معانی بلند و دل انگیز آن چنان است که در تار و پود جان هر شنونده ای رسوخ میکند. بابا با همه ی مقامات والا و کمالات انسانی در تمام عمر گمنام و گوشه گیر زیسته و همین عزلت گزینی او هم یکی از عواملی است که موجب شده تا نام و نشانی از این بزرگ شوریده باقی نمانده باشد اما نام و نشان او را میتوان در همه جا یافت و این بخاطر اندیشه ی والای اوست که در لابه لای اشعارش منعکس شده و مشهود است. بابا دل در گرو حق داشته تا آن جا که حتی نا ملایمات روزگار را به راحتی تحمل نموده از جمله این حوادث غمناک مرگ فرزندش فریدون بوده.
بوره کز دیده جیحونی بسازم
بوره لیلی و مجنونی بسازم
فریدون عزیزم رفتی ازدست
بوره کز نو فریدونی بسازم
طاهر سالهای بسیاری از عمر خود را به سیر و سیاحت گذرانید و مسافرتی به اصفهان و شیراز نیز داشته. مهمترین ذکری که برای اولین بار از بابا شده از این قرار است: راوندی گوید: شنیدم که چون سلطان طغرل بیگ به همدان آمد، از اولیاء سه پیر بودند بابا طاهر، بابا جعفر، یحخ، حمشاد کوهی است بر همدان که آن را خضر خوانند و این سه بر آن جا ایستاده بودند. نظر سلطان بر ایشان آمد پیاده شد و با وزیر خود ابونصر کندری، نزدشان رفت و دستهایشان را بوسید. بابا طاهر، عارفی شیفته بود. سلطان را گفت: ای ترک با خلق خدا چه خواهی کرد؟ سلطان گفت که آن چه تو فرمایی. گفت: آن کن که خدای تعالی می فرماید که «اِنَ الله یامرٌ بالعَدلٌ و الإحسان» سلطان بگریست و گفت: چنین کنم. بابا دستش را گرفت و گفت: از من پذیرفتی؟ گفت: آری. بابا سر ابریقی شکسته که سالها از آن وضو کرده بود در انگشت داشت سلطان کرد و گفت: مملکت در عالم چنین در دست تو کردم بر عدل باش. نقل کرده اند که سلطان طغرل سالها آن سر ابریق را در میان تعویذهای خویش داشت و چون جنگی پیش میآمد، آن را در انگشت میکردی و اعتقادی پاک وصاف به آن داشت. مقبره ی باباطاهردر انتهای شهر همدان سمت مغرب در سرزمین بلندی نزدیک بقعه ی امامزاده حارث بن علی واقع است و مرقدش طوافگاه اهل دل است.بوره لیلی و مجنونی بسازم
فریدون عزیزم رفتی ازدست
بوره کز نو فریدونی بسازم
مقبره بابا طاهر
بناي مقبره باباطاهر در ادوار گذشته چندين با بازسازي شده است. در قرن ششم هجري برجي آجري و هشت ضلعي بوده است، در دوران حكومت رضا خان پهلوي نيز بناي آجري ديگري بجاي آن ساخته شده بود. درجريان اين بازسازي، لوح كاشي فيروزه اي رنگي مربوط به قرن هفتم هجري به دست آمد، كه داراي كتيبهاي به خط كوفي برجسته و آياتي از قرآن مجيد است و هم اكنون در موزه ايران باستان نگهداري ميشود. احداث بناي جديد در سال 1344 شمسي با همت انجمن آثار ملي و شهرداري وقت همدان و توسط مهندس محسن فروغي انجام شده است. در اطراف بناي جديد فضاي سبز وسيعي احداث شده، كه زيبائي آنرا دو چندان كرده است. برخي از بزرگان و اديباني كه در جوار مزار باباطاهر آرميدهاند عبارتند از: محمد ابن عبدالعزيز از ادباي قرن سوم هجري، ابولفتح اسعداز فقهاي قرن ششم، حاجي ميرزا عل نقي كوثر از دانشمندان قرن سيزدهم و مفتون همدان از شعراي قرن چهاردهم (متولد 1268 در همدان، متوفي به سال 1330 و صاحب ديوان شعر و انسان كامل) اين بناي تاريخي طي شماره 1780 مورخه 21/2/1376 به ثبت آثار تاريخي و ملي ايران رسيده است.
کد محصول :
M120
وزن :
1170 گرم
ابعاد :
20x12x28 سانتی متر
تحویل در تهران :
1 روز
تحویل در شهرستانها :
3 روز


بروز رسانی سبد خرید...